قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1211

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال صد و دوازدهم از رحلت خير البشر قاضى بصره ، اياس بن معاوية « 1 » مزنى ، كه در فصاحت و بلاغت سرآمد اهل روزگار بود و در فطنت و كياست عديم النظير بود وفات يافت . در تاريخ يافعى آورده كه از جمله امورى كه دلالت بر كمال فطانت او داشت يكى آن بود كه روزى به واسطهء خوف دشمن اهل بصره در موضعى حصين جمع آمده بودند و اياس نيز در آن مجتمع بود . اتّفاقا سه عورت كه اياس ايشان را نمىشناخت نيز در آن‌جا بودند . اياس در ايشان نگاه كرد و گفت : بايد كه يكى از اين سه حامله باشد و آن ديگرى مرضعه و آن ديگرى باكره . چون تحقيق نمودند چنين بود كه اياس به فراست يافته بود . چون از وى پرسيدند كه از كجا بر شما ظاهر شد ؟ گفت : مقرّر است كه آدمى در وقت ترس و بيم دست خود را بر چيزى مىنهد كه در حفظ آن مىكوشد و من چون در ايشان نظر كردم ديدم كه يكى دست خود بر شكم نهاده و ديگرى بر هر دو پستان خود و ثالثى بر فرج خود . از اين‌جا دانستم كه هر يكى چه حال دارند . اياس از زمان عمر عبد العزيز متقلد قضاء بصره شد تا آنكه وفات يافت . در تاريخ ابن خلّكان « 2 » آورده كه عمر بن عبد العزيز به نايب خود بر بصره عدىّ بن ارطاة نوشت كه : « اياس بن معاوية مزنى يا قسم بن ربيعه حرشى را به امر قضاء بصره تعيين نماى . » پس عدىّ بن ارطاة به موجب فرموده هر دو را طلبيده مكتوب عمر بن عبد العزيز را بر ايشان خواند . اياس

--> ( 1 ) . الكامل : قره . ( 2 ) . مراد وفيات الاعيان و انباء ابناء الزمان نوشتهء شمس الدين احمد بن محمّد بن ابى بكر بن خلّكان مشهور به ابن خلّكان است . نگارش اين كتاب در قاهره به سال ششصد و پنجاه و چهار هجرى شروع شده و در ششصد و هفتاد و دو هجرى به پايان رسيده است ، و در آن شرح احوال هشتصد و چهل و شش تن از بزرگان آمده است .